۲- سيمای زنی دردوردست (روزنامه شرق)
۳- گروگان گيری در مدرسه رازی (زن نوشت)
۴- رفعت بيات کانديدای انتخابات رياست جمهوری شد (روزنامه ايران)
بوديم جلد اول ( دوزخ ) را برای بعد از عيد خوانده باشيم و بحث کنيم. من خوش خيال
هم جو گير شدم و فکر کردم حالا دو هفته تعطيلی است و پس هر سه جلد رامیخوانم
که حسابی مسلط باشم و يکی از آثار بزرگ ادبی جهان را هم کامل خوانده باشم . جون
عمه ام. امروز رفتم کتابخانه جلد دوم و سوم را پس دادم آکبند آکبند. جلد اول را هم که
خيلی زور زدم تا سرود نوزدهم خواندم از سی و چهار سرود.
به همين خاطر الان برزخی برزخی ام. خوابم هم می آيد حسابی .
اين چند روز سفر بودم.اخرين باری که رفتم مسافرت هفت سال پيش بود. آن هم از سر
اجبار.اما اينبار فرق داشت با ميل خودم رفتم ولی نه به جايی که دلم می خواست.
سه روز مشهد و دو روز گرگان.گرگان را دوست داشتم که البته اجباری هم نبود .
مشهد را به خاطر گرگان تحمل کردم.کلی حرف سر دلم تلنبار شده.خوابم مياد و فردا
صبح زود هم بايد برای گذراندن يک سيزده بدر خانوادگی بيدار باشم.
اين ترانه را به سبک دل خودم می خوانم سيزده بدر سال ديگر ... خدا داند من کجا و ...