تبليغاتX
بامداد

*«يکي از اثرات سودمند ادبيات در سطح زبان تحقق مي يابد. جامعه اي که ادبيات مکتوب ندارد در قياس با جامعه اي که مهمترين ابزار ارتباطي آن يعني کلمات در متون ادبي پرورده شده و تکامل يافته، حرفهايش را با دقت كمتر، غناي كمتر و وضوح كمتر بيان مي كند.

جامعه اي بي خبر از خواندن كه از ادبيات بويي نبرده همچون جامعه اي از كرو لالها دچار زبان پريشي است و به سبب زبان ناپخته و ابتدايي اش مشكلات عظيم در برقراري ارتباط خواهد داشت. اين در مورد افراد نيز صدق مي كند. آدمي كه نميخواند يا كم مي خواند يا فقط پرت و پلا مي خواند بي گمان اختلالي در بيان دارد. اين آدم بسيار حرف مي زند اما اندك مي گويد زيرا واژگانش براي بيان آنچه در دل دارد بسنده نيست.»

* از کتاب "چرا ادبيات" نوشته ي ماريو بارگاس يوسا

 

 تصميم دارم بعد از اين كنجكاويها، سوالات و متعاقبا كشفياتم را درباره ي ادبيات، در قالب پستهايي در اين وبلاگ با شما كه من را مي خوانيد در ميان بگذارم. براي قدم اول هم كتاب مستطاب "چرا ادبيات" يوسا را انتخاب كرده ام. احتمالا تا اطلاع ثانوي روال اينجور پستها در وبلاگم از قاعده ي خاصي تبعيت نخواهد كرد. منظور اينكه هنوز سوالهايم، مطالعاتم، انتخاب منابع مطالعاتي و تصميم اينكه چه سوالي را كي و چگونه مطرح كنم منظم و هدفدار نشده.

علي الحساب اين چند خط را از قول يوسا من باب آغاز كلام آوردم تا چه پيش آيد. پيرو اين بحث هركجا موضوعي، مقاله اي يا چيزي ببينم كه در حيطه ي ادبيات اندكي قلقلكم بدهد مطرح خواهم كرد. علي الحساب مثل اين :

تاملي بر وضعيت اسفبار ادبيات در دانشگاههاي ايران قدرت الله طاهري

مصائب ادبيات در دانشگاههاي ايران (در چهار بخش) پوريا گل محمدي

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 17:40 |