RSS
چهار ستون بدنم میلرزد. برای چه، نميدانم. تحمل فرداها را ندارم. از روزهاي بعد ميترسم. بي دليل انتظار وقوع مصيبت هولناكي را ميكشم. در طول روز چندينبار ميشود كه ضربان قلبم بالا برود. باز هم بي دليل. دلشورهام حدّ و مرز ندارد. ترس امانم را بريده.